اينجا بوشهر است،شهر حصارها و پاساژها
شاهكار و هنرنمايي كه با انديشه ناب و دستان هنرمندانه و اتحاد و اسرار شوراي شهرسازي و شوراي شهر و شهرداري در بوشهر خلق گرديده است ، باعث شده تا نظر و نگاه كليه مهندسين و طرح هاي ايران را به خود جلب نمايند ، به همين دليل با ديدن اين كار بزرگ همه را متحير و حيرت زده خود نموده است.بله اينجا بوشهر است مركز استان ، پايتخت انرزي و نيروگاه اتمي كه بحث روز دنيا شده است و صاحب يكي از بزرگترين پالايشگاه هاي گازي جهان،جزيره خارگ مركز انتقال نفت توسط كشتي هاي غول پيكر به اقصا نقاط دنيا و ميگوي لذيذ و بي نظير خليج فارس،بله شهري بدون پاركينگ و شهربازي و امكانات كافي تفريحي و ورزشي و بهداشتي و فرهنگي و فضاي سبز و... ،شهري كه از بيشترين ديواركشي ها با شكل ها و ارتفاع هاي مختلف و رنگ هاي گوناگون و انواع سنگ ها به دور شهر از جانب نيروي هوايي ، درياي ، نيروي انتظامي ،سپاه پاسداران و ساير ادارات با دستور دولت انجام گرفته است ،شهري كه مسولينش نياز و الويت امروزيان و آيندگان اين شهر را واگذاري زمين هاي بزرگ به مالكين آن با اين عنوان كه ما توان خريد چنين زمين هايي را نداريم و مردم و آينده اين شهر را جديدا قرباني اين شيوه نادرست و غيركارشناسي و غيرمسولانه خود مي كنند و ساختن پاساز و پاساز و پاساز مي دانند،برويد و به شهرهاي شيراز و.... نگاه كنيد كه در اين 40 سال توسط مسولين دلسوز و با صداقت خود چگونه با قاطعيت زمين هاي بزرگ با همكاري مالكين به تصرف دولت در مي آورند و چه پيشرفتي در شهرسازي و خدمات و امكانات شهري به مردم شده اند. بوشهر شهري با نام حصارها بدون امكانات تفريحي و فضاي سبز و سرگرمي كافي كه شبيه به يك زندان بزرگ براي مردم اين شهر شده است و.... شهري كه مسولينش آينده مردم و اين شهر را در حفظ ميز و صندلي و پست و مقام و موقعيت شغلي و مالي خود و خانواده مي بينند. شهري بدون يك پاركينگ استاندارد و شهربازي آبرومند و.... اين عكس ها متاسفانه مربوط به مكاني است كه تقريبا در مركز شهر،شرق پاساژ آزادي و ملت و خيابان شهدا و خيابان صفوي محلي بسيار پر رفت و آمد و شلوغ با كوچه هاي تنگ و تاريك و خيابان هاي كم عرض و بدون پاركينگ و ديگر خدمات كه متاسفانه با تفكرات اين حضرات كه اكثرشان با علم شهر سازي آشنا نيستند وايمان و اعتقاد و علاقه ايي هم به آن ندارند بوجود آمده است. كساني كه بيشتر به فكر ثروت اندوزي براي خود، خانوداده و فاميل و خريد خانه و ديوار كشي شبانه فضا هاي ورزشي و فضاي سبز در نقاط مختلف شهر مي باشند، كه قطعا مسولين و به ويزه اعضاءشوراي شهر از آن با اطلاع مي باشند اما شهرداري آنها را تخريب نموده است و فعلا مانع تصرف آن شده است... و رفتن به فرنگ با پول مردم در بهترين هتل ها و....بايد گفت كه با كمال تاسف عملكرد و بي خيالي همين آقايان باعث گرديده تا اين مكان تبديل به چاله هاي پر از آب هاي گنديده و غيرقابل تحمل همراه با اشغال و زباله و انواع ميكروب ها بشود و.... چندين سال است كه اين چاله ها چهره اين شهر را زشت و كريهالمنظر و نفرت انگير براي مردم نموده است.محلي كه مردم و به ويزه ساكنين پاساز هاي ملت و آزادي و آزادگان با بي عدالتي و بي حرمتي مسولين به عزت و شخصيت آنها بايد بوي آب هاي گنديده و زباله و ميكروب و... آن را تحمل و روزانه با ديدن آن زجر بكشند و دم بر نياورند.جاهايي كه با بي تفاوتي اين آقايان تبديل به خرابه مي شود تا در آن فرد و يا افرادي به گنج برسند،يكي به فكر قرارداد خاكبرداري و تهيه مصالح آن است و چند سالي است كه مشتري اول شهرداري شده است و بعضي ها هم در پي پيمانكاري و منعقد نمودن قرارداد سنگ فرش ها و..... اكنون اين متخصصان و شهرسازان و مسولين پيش بيني كرده اند كه حداقل تا 50 سال آينده مردم اين شهر نيازي به خدمات و امكانات فرهنگي،رفاهي ،بهداشتي ، پزشكي،ورزشي،تفريحي و فضاي سبز و سرويس هاي بهداشتي و ساخت بيمارستان،شهربازي و پاركينگ و.... اصلا ندارند. الويت براي اين مسولين ساخت انواع پاساز ها و مغازها بدون نظارت جدي و استفاده از امكانات ابتدايي است. شما از اين به بعد اين محل را با دقت تماشا كنيد تا ظلم و بي عدالتي مسولين عزيز نسبت به امروزيان و آيندگان اين شهر را بيشتر حس كنيد و شاهد باشيد.بايد باور كنيم كه اين مسولين با كار نابلدي خود و بر خورداري از قدرت مردم اين شهر را از ابتداي ترين امكانات زندگي در اين شهر محروم كرده اند.خوردن آب آشاميدني با توجه به اينكه ما در كنار دريا زندگي مي كنيم برايمان قطره ايي مي كنند اما ساخت و ساز پاساژها و مغازه ها و سنگ فرش ها و پياده رو هايي كه عمر آنها به شش ماه نمي رسد در بدترين شرايط ممكن در اين شهر از دست نمي دهند و بر ساخت و انجام آنها پافشاري هم مي كنند حتي اگر در خيابان هاي بسيار كم عرض و كوچه هاي تنگ و تاريك 4 و 8 و 10 و 12 متري باشد،سرويس هاي بهداشتي پاساژ ملت و آزادي را تخريب كردند تا پاساژ جديد ساخته شود و شهرداري و شوراي شهر به احترام موقوفه مالك اصلي و خريدار زمين سكوت مي كنند.خيابان سنگي با آن بار ترافيكي سرسام آورش و و مجوز هاي بي رويه ساختمان پزشكان و بانك ها و مغازه ها با تصميمات نادرست و غيركارشناسي خود به يك فاجعه شهرسازي تبديل كرده اند،خيابان مدرس سال ها است كه حتي ورود اتوبوس هاي شهري را در آن ممنوع كرده اند و نفس كشيدن در آن به سختي انجام مي گيرد،پياده روهاي بعضي از خيابان ها مثل باهنر و چهار راه كشتيراني و جبري و آتش نشاني را به اين و آن واگذار كردند تا در آينده عريض نمودن برخي از خيابان ها به امري محال و نشدني تبديلگردد،زمين شرق مدرسه زينبيه در باهنر كه نزديك به 40 سال ورزشي بوده و بچه هاي محله هاي باغ زهرا و باهنر و مدرس از آن استفاده مي كردند به صاحبان آنها بعد از سال ها واگذار مي كنند تا تبديل به مسكوني بدون فضاي سبز و تفريحي براي ساكنين اين محل شود تا خانواده ها سرگردان گردند و حسرت يك متر فضاي سبز و تفريحي و ورزشي براي بچه هاي خود را بخورند،پرسش ما از مسولين است ،چگونه تشخصي داد ه ايد. كه ديگر مردم اين شهر و اين محله در آينده نياز به فضاي سبز و تفريحي و ورزشي ندارند؟اين آقايان ايمان و اعتقادي به آينده ندارند و ارزشي هم براي مردم اين شهر قائل نيستند كه حاضر شوند با مالكين گفتگو كنند و بر خواسته خود براي آينده اين شهر و مردم براي تصرف اين گونه زمين ها پافشاري نمايند و زمين را با نرخ روز خريداري كنند مثل شيراز و ساير شهرها ي ايران. اكثر مجتمع ها ي مسكوني بنا به تشخيص شهرداري فاقد پاركينگ مي باشند و حتي بدون پله اضطراري.خيابان هاي انقلاب و نادر و ديگر نقاط شهر نيازي به توضيح ندارد و اكنون به جان مركز شهر افتاده اند. بوشهر ، شهري است كه يا بايد نيمي از ساختمان ها ي آن را تخريب كرد تا مجددا به كمك شهر سازان شايسته و دلسوز و با صداقت تبديل به يك شهر با كليه استاندارهاي واقعي شهر سازي شود و يا اينكه نيمي از جمعيت آن به شهرهاي مجاور منتقل نمايند و برخي از مسولين بي تفاوت هم عذر آنها را بخواهند.طراح خيابان چهارباندي بوشهر 50 سال پيش زماني كه طرح اين خيابان را اجرا نمود امروز بوشهر را به خوبي ديد ، اما افسوس كه مسولين شهر ساز و ساير مسولين امروز حتي تا جلو ميز خود را هم نمي توانند بينند. بوشهر شهري بندري با آن همه ثروت و قدمت به خاطر بي خيالي مسولين روزها آن را ده كوره مي نامند و شب ها خانه ارواح .راستي چرا مسولين ما بر اساس كارنامه و تخصصي و شايستگي و ليا قت و صداقت انتخاب نمي شوند؟،شما مردم و كارشناسان عزيز بگوييدچرا؟......عبدالرسول حيدري
برچسب:
نویسنده: پرهام رحمانی